تبليغاتX
نور مکتوب
واو

 

عاشق سینما بودم یا نه سینما را دوست داشتم یا  نه به سینما علاقه داشتم یا چیزی شبیه این؛ هر چند که سینما قانع‌ام نمی‌کرد یا چیزی به من نمی‌داد.

سینما می‌توانست مرا سرگرم کند و این شاید برای من کافی بود. سینما چیزهای دیگری هم برای من داشت که دقیقا نمی‌دانم.

-حالم از سینما بهم می خوره از سینما و دروغاش ... .

این را که گفت خیلی جا خوردم. نمی‌دانستم چه بگویم، اما سعی کردم که علاقه‌ام را به سینما زیاد نشان ندهم. آخر نمی‌توانستم ... .

اوایل برای کار با هم همراه شدیم. تحقیق برای بالا بردن مقاومت سازه‌های بتنی در سد‌ها. همین. اما این تحقیق باعث شد که بیشتر با هم آشنا شویم. کم‌کم حرف‌ها از سازه‌های بتنی دور می شد و به سازه‌های انسانی می‌رسید.

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت5:35 بعد از ظهرتوسط یا حا |
صید جان

روزي عيسي در كنار درياچه‌ي جليل قدم مي‌زد كه "شمعون پطرس" و برادرش "آندرياس" را ديد كه سوار بر قايق بودند و تور ماهيگيري را به دريا انداخته بودند، زيرا شغل هردو ماهيگيري بود.

عيسي ايشان را خوانده، گفت:« به دنبال من بيايد من به شما نشان مي‌دهم چگونه جان‌هاي مردم را صيد كنيد.» ايشان بي‌درنگ تورها رابه كناري انداخته، به دنبال او رفتند.

+نوشته شده در چهارشنبه 12 دی1386ساعت4:6 بعد از ظهرتوسط یا حا |
برای خبر
برای اینکه نگران نباشی
می نویسم که فعلن  نمی توانم آپ کنم یا بنوسیم
باید فکر کنم وفکر کنم
منتظر دعایت می مانم
و هنوز به لطف او امیدوار
یاد این جمله افتادم
خداوند تصمیم های اسرار آمیزی می گیرد اما همیشه به نفع ماست.
+نوشته شده در پنجشنبه 6 دی1386ساعت9:39 بعد از ظهرتوسط یا حا |
احمدی نژاد
سلام حاج آقا
+نوشته شده در شنبه 1 دی1386ساعت3:3 بعد از ظهرتوسط یا حا |