عاشق سینما بودم یا نه سینما را دوست داشتم یا نه به سینما علاقه داشتم یا چیزی شبیه این؛ هر چند که سینما قانعام نمیکرد یا چیزی به من نمیداد.
سینما میتوانست مرا سرگرم کند و این شاید برای من کافی بود. سینما چیزهای دیگری هم برای من داشت که دقیقا نمیدانم.
-حالم از سینما بهم می خوره از سینما و دروغاش ... .
این را که گفت خیلی جا خوردم. نمیدانستم چه بگویم، اما سعی کردم که علاقهام را به سینما زیاد نشان ندهم. آخر نمیتوانستم ... .
اوایل برای کار با هم همراه شدیم. تحقیق برای بالا بردن مقاومت سازههای بتنی در سدها. همین. اما این تحقیق باعث شد که بیشتر با هم آشنا شویم. کمکم حرفها از سازههای بتنی دور می شد و به سازههای انسانی میرسید.
روزي عيسي در كنار درياچهي جليل قدم ميزد كه "شمعون پطرس" و برادرش "آندرياس" را ديد كه سوار بر قايق بودند و تور ماهيگيري را به دريا انداخته بودند، زيرا شغل هردو ماهيگيري بود.
عيسي ايشان را خوانده، گفت:« به دنبال من بيايد من به شما نشان ميدهم چگونه جانهاي مردم را صيد كنيد.» ايشان بيدرنگ تورها رابه كناري انداخته، به دنبال او رفتند.


