از ديداري خيس از شادي و مهرباني تا وداعي آغشته از اندوه، از طلبههاي جوان تا شبه سكولارهاي گم در ترديد و شك، از همشهري جوان تا شهروند امروز از نگهبان دم مدرسه تا علي لاريجاني از آدمي سرشار از زندگي تا آن بيچاره كه خودش را آويزان كرده بود از پنجره براي خود كشي از جنوب تا شماليترين منطقهي شهر و يك سفر چند روزه كه همهاش ديدار بود و خداحافظي با دوستان مختلف كه تنها سببش كسي نبود و نيست جز دوست خوبم جعفر«یاسر»
چند كتاب هم خريدم، اوليش صيد قزل آلا در آمريكا ريچارد براتيگان ترجمه انصاري و البته نشر ني دوميش ناطور دشت(بعدازمدت ها!!) سالينجر ترجمهي نجفي سومي فراني و زويي باز همون سالينجر و ترجمهي يكي از همين معروفها كه الان اسمش يادم نيست سوميش فاصله كارور ترجمهي مصطفی مستور كه اين يكي مجموعهاي از داستانهاي كوتاه است كه مستور انتخاب كرده و كتاب مقدمه و زمينههايي دارد در آشنايي با كارور و آخريش يادداشتهاي شخصي يك سرباز باز سالينجر و ترجمه علي شيعه علي و اين آخري را اگر ترجمهي كس ديگري بود به احتمال 99 درصد نميخريدم و شايد هم اصلن با آن آشنا نميشدم و اين بر ميگردد به آشنايي من با علي و هم دانشگاهي بودن و دوست بودن و همكاري در نشريه مسافر و از آن مهمتر اينكه اولين ديدار ما يعني من و جعفر و باقر البته بعد از ديدار باقر و اگر اشتباه نكنم فربد در گلبندك با علي بود توي خوابگاه صد البته ميدونيد كه اين چند سطر رو واسهي چي نوشتم كه آره بابا علي شيعه علي رو ميشناسم و باهاش رفيقم گرچه گذشته از اين حرفها واقعا خوشحالم كه كتابش جز پرفروش هاست و تا چند وقته ديگه ميره واسهي چاپ سوم و افتخار ميكنم به مسافر و بچههاي اون كه آدمايي در اون قلم زدند كه كه بزرگ هستند و بزرگوار ودائم در مسير رشد، شايد يه كمي كليشهاي شد و ناجور اما نميدونم چه طور بچههاي مسافر و به خصوص هيئت تحريريه اولش رو توصيف كنم.(يه پاورقي كوچولو: هرچند كه سایه ي علي آقا از اولين همراه هاي "نور مكتوب" بوده.)
گاو به شكل پرواز يه پرندس؛ اينم براي حجت ميخواستم چندتا علامت تعجب بذارم كنار اين جمله و حتي ادامهي اين شعر رو كه نقطهي عطف صدا!!! (خدائيش اين ديگه علامت تعجب ميخواد) اون رو خونده بنويسم ولي ديدم كه علامت تعجب نميخواد چون حجت گفته و ادامه هم لازم نداره كه آهنگ معروفيه كه همون آقاي معروف خونده حالا اگه خيلي پرت يعني دور تشريف دارين يه راهنمايي ميكنم دربارهي اين آقا احمد عزيزي عزيز گفته: هركس عكس بنگي ... را چاپ كند به ناموس اين ملت خيانت كرده است.
موفق باشيد، بعداز مدتها طرح يه داستان اومده تو ذهنم،سرم خيلي شلوغه، همه جوره، و هنوز بايد صبر كرد( اينم تقديم به آپ قبليم صبر.)

باید صبر کرد هنوز صبر و باید صبر کرد هنوز صبر باید صبر کرد هنوز صبر



