تبليغاتX
نور مکتوب
شاید هیچ وقت تشنه نبودیم.
تشنگي
سلام مثل نه هميشه اين بار هم آمديم تا برايتان از جمله جمله هايي حرف بزنيم كه يا قبلا تجربه شده يا اگه نگيم زياد كمي روش فكر شده. ما آدم ها همواره تشنه ايم منظورم تشنه چيز هاي خوب ولي اما مي خواهيم هميشه ي خدا  اين نوع تشنگي را  به انحا مختلف بدل به چيز هايي كنيم كه برايمان سيرابي موقت به ارمغان مي آورد. ممكن است فكر كنيد كه واقعا تشنه ايد اما اين طور نباشد من مي خوام يه فرمول بهتان بدم تا بفهميد كه آيا واقعا تشنه ايد يا نه. ببينيد اگه مي تونيد تشنگيتونو  از طريق راههايي برطرف كنيد كه زياد زحمت بردار نيست بدانيد كه تشنه ي امور بي اعتبار موقتيد. اما تشنگي زماني معنا دارد كه برايش هر چقدر بجنگيد تشنه تر شويد. بهتر بگم شوق بيشتري براي بدست آوردنش پيدا كنيد. به نظر من موفق ترين آدم تشنه ترين آنهاست. پس طالب تشنگي واقعي باشيد.
 

به ياد تشنه ترين انسان تاريخ مولي امام حسين(ع) خدانگهدار. 

+نوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت10:15 قبل از ظهرتوسط یا حا |
ما و استاد
ما و استاددكتر احمد احمدي
مدتي گذشته است. در اين مدت خيلي كارها انجام شد. جشن فارغ التحصيلي با حواشي و جريانات مخصوص خودش. (شايد زماني لينكي را گذاشتم كه به قسمتي از همين جشن و حواشي اش اشاره كرده.) ديگه اينكه پيگري قضاياي دانشكده وزارت امورخارجه از وزارت خونه توي توپخونه بگير تا سازمان سنجش كريم‌خان و مجلس بهارستان كه همه‌ي اينها اگر نتيجه‌اي داشته باشد قسمت اعظمش بر مي‌گردد به دكتر احمد احمدي استاد عزيزم كه هميشه مرا شرمنده كرده و اگر چندين نماينده و مسئول مثل او وجود داشت وضع و احوال مملكت بهتر و بهتر مي‌شد اصلا دلم مي‌خواهد يه آپ مفصل درباره دكتر احمدي بگذارم و نيز درباره‌ي علا قه‌ام به او كه فراتر از يك رابطه ي استاد و شاگردي مي‌باشد و مطمئنم كه همه‌ي شاگردان او و كساني كه با او در ارتباط هستند، خوب يافته‌اند كه او چه اندازه انسان بزرگ و بزرگواري است. اگر گاه بحثي فلسفي پيش مي‌آيد مخصوصا در نزد اساتيد بزرگ چون دكتر ديناني يا ... ؛ همين موقع است كه آموخته‌هايي را كه از او در فلسفه آموخته‌ايم به كمكمان مي‌آيد و حرفي براي زدن داريم. اينها گذشته از درس‌هاي بسياري ست كه در اخلاق و منش و انسانيت از او فراگرفته‌ايم. خدايش عمر دهد و سلامتي.
+نوشته شده در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت11:36 قبل از ظهرتوسط یا حا |
چرا از وقتی من اومدم اینقدر بازار مکتوب کساد شده؟
سلام از سیاحت یک ایمیل نا امید کننده پیشتان بر می گردم مهم نیست که قرار است چی رخ بده مهم اینه که الان پیش شمام و منتظر به جان خریدن این بازار کساد مکتوبم.

+نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت10:38 قبل از ظهرتوسط یا حا |
ادامه روند در صورت طرح سوال ممکن است!

سلام یعنی نمی توانم بدون سلام شروع کنم. اصرار مرا ببخشید و از اینکه روی این اصرارم پافشاری می کنم دوباره اگر لازم باشد عذرخواهی مرا بپذیرید.

ما اهل رنج و حاشیه ایم. یعنی از تبار رنج و حاشیه. به حاشیه نویسی عادت داریم. اصلا به نظر من انچه که قرار است در حاشیه اتفاق بیافتد مهمتر است. مهم تر چون با دل هایمان حرف می زنیم. به حاشیه می پردازم چون دلم حرف زیاد برای گفتن دارد.

زندگی را در حاشیه نوشته ام چون دوست دارم عاشقش باشم. اگر بخواهم یک تعبیر بهتر از  حاشیه ی قبلی بنویسم در این حاشیه شما را به حاشیه ی زندگی یعنی عشق می دعوتم.

عاشق باشیم اگر صداقت داریم. صداقت بدون عشق مثل زندگی بی حاشیه است. با حاشیه ی صداقتمان صادق باشیم.

حاشیه یعنی الان یعنی سایت یعنی تایپ یعنی تقریر برای حواشی دوستان.

من پاس می دارم آنچه که پاس داشتنی است. اصلا از پاس دادن خوشم می آید. پس به حاشیه ی این نوشته ام پاس شوید.

دوست دارم برای آنچه که قرار است در کنارم نزدیکم و شاید در خودم اتفاق بیافتد حاشیه بزنم. به من حاشیه بزنید یا بهتر بگویم مکتوب کنید حاشیه تان را.

الف. نژادی

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت11:7 قبل از ظهرتوسط یا حا |
یه یاداشت
سلام. بستگی داره که چه جوری به موضوع نگاه کنی اگر بخواهی فقط حرفی برای خالی نبودن عریضه بزنی آنچه را که ساب وبلاگ مگه درسته ولی اگه به عشق ارتباط بخوای چنین کاری کنی نه نه نه نه نه.

این طوریه دیگه یعنی باید این طوری باشه تا پیشرفتی صورت بگیره ماهم راه می افتیم صبر کنید. ما هم قاطی وبلاگرا می شم. فقط شما را دعوت به صبر و عدم غرض ورزی و کتابت مکتوب میکنم.

الف.نژادی

+نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت10:56 قبل از ظهرتوسط یا حا |
عجله.انتظار.تفاوت

عجله داری. انتظار داری. با هم متفاوتیم.اینکه عجله داری و انتظار تا در کم ترین زمان ممکن مکتوب کنند شاید برگردد به تفاوتمان شاید هم مربوط است به اینکه تازه آمده ای. مهم نیست هرچه هست می نویسی و این حرف ها شاید فقط برای گفتن صرف باشد شاید.
بنویس و باز هم بنویس رفیق من.

+نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت6:31 بعد از ظهرتوسط یا حا |
مکتوب موجود نیست.
سلام شروع خوبی است برای کسی که عادت به سلام دارد. سلام سلام سلام. امشب هم بنابر قولی که داده بودیم آمدیم پیشتان. اما ظاهرا این روزها بازار نظرات خیلی کساد است. مجبوریم برای بی حوصله گیتان کم و مفید بنویسیم پس شب بخیر.

الف.نژادی

+نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت2:20 قبل از ظهرتوسط یا حا |
هر چی که بشه اسمشو یه آپه جدید گذاشت.
سلام سلام سلام اصولا تغییرات منشا پیشرفت و پیشرفت ضامن تفاوت است. این در واقع آن چیزی است که ما خواهان آنیم. یعنی می خواهیم متفاوت باشیم. از مشکلات و غرض ورزی ها نهراسیم و به فکر آینده ای باشیم که اگر درست مصرفش کنیم محتوم نخواهد بود. ما با حکایات زنده ایم .دل به حکایات تلخ و خوش داریم. از حکایت استقبال می کنیم به دنبال حکایت سازی هستیم. حکایاتی در جریان بین ع ش و ق. ما را از این حکایات بی خبر نگذارید. و ما را با تفاوت هایتان درک کنید.

الف.نژادی

+نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت1:56 قبل از ظهرتوسط یا حا |
تحول

تحول

سلام
اصولا مي توان گفت كه وقتي يك نويسنده يجديد به وبلاگي اضافه مي شود، بايد منتظر تغييراتي بود و اگر نگوييم چند برابر حداقل ۲ برابر به آن اضافه مي شود جون ۲ تا آدم مختلف مي نويسند. گذشته از اينكه اين نويسنده جيد كي است كه جاي بسي توضيح دارد، مطمئن هستم كه مطالبي بسيار متافوت و البته خواندني و جالب خواهييد ديد. دعا كنيد كه اين دوست عزيزم هميشه شاد وآرام باشد و ادامه دهد و مرا تنها نگذارد كه مي دانم نمي گذارد. بعضي از دوستان او را شايد بشناسن كه اين برايشان جالب است و حتما از اين امر خوشحال مي شوند.
پس منتظر باشید. یا حق
یاسر
(یک توضیح کوچک: نوشته های دوستم با عنوان الف.نژادی در پیان نوشته ها مشخص می گردند.)

+نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت12:32 بعد از ظهرتوسط یا حا |
سلام این بار با نیرویی تازه با باز سازی امید از دست رفته پیشتان برگشتم. امیدوارم که برای گفته هایم بتوانید حرف هایی برا ی گفتن داشته باشید. ما که همواره امید داریم به آن لحظه ای که یک ندایی درونتان شما را به دیدن این وبلاگ دعوت کرد. پس می نویسیم. وگرنه نقض غرض کرده ایم. یعنی صداقت شما شما را به این آپ رهنمون کرد ولی ما چیزی برای گفتن نداریم. درست نیست به اعتماد شما جواب رد بدهیم پس سعی می کنیم همیشه به روز شویم هر چند که برنامه ریزی برای عاشقان کاری است خطا اما ما به هر حال سعی می کنیم به اعتمادتان جواب بدهیم. اصولا از این که حرفی برای درددل هایتان نداشته باشیم هراسانیم. ولی به هر ترتیب بنابر انجام اجابت اعتمادتان مجبوریم برایتان زبان باز کنیم تا بلکه اندکی از غصه هایتان یا غصه هایمان بکاهیم. از این که برای حرف زدن در باب چیز های خوب خیلی عقبیم معذرت می خواهیم. بدنبالش هستیم مطالب خوب را می گوییم. و برایتان آپ می شویم. مکتوب کنید. منتظرتانیم. (الف. نژادی) 
+نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت11:44 قبل از ظهرتوسط یا حا |
مطلبی که نباید نوشته می شد.

سلام هرچند که ازپریدن مطلب قبلی یک مقداری خسته شدم ولی به من این امیدواری را بدهید که بتوانم دوباره بنویسم آنچه در ذهن داشتم فکر می کنم یک مقداری تسلی کافیه پس مکتوب کنید.

ببخشید خیلی مطلب خوبی بود اما یک اشتباه کافیه که هر آنچه که رشته بودم پنبه کند شاید هم یک غرض... نمی دانم هر چه که بود پرید منتظرتان هستیم. ادامه دهید به سر زدن هایتان. به امید دیدار مکتوب هایتا ن. تا آپ بعدی منتظرتانیم.(الف. نژادي)

+نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت11:30 قبل از ظهرتوسط یا حا |
دیدار خرطومی

سلام این را کسی می نویسد که بهترین رفیقش هستم منتها اگر داستانمان را درستر می فهمیدیم خیلی برای آینده حرف ها داشتیم. می دانم که دارد می بیند. من و او دوست داریم آنچه که باید برای دوست داشتن از هم داشته باشیم .اکنون چند روزی هست که باهمیم. و او را تجربه می کنم دوست دارم که مرا  مرا... . دانسته یا ندانسته ما باهم آشنا شدیم و این رفاقت شاید آینده ای خوب برای وب لاگ که داری می خوانی حاصل کند . باز می گویم نمی دانم چه می شود من و او داریم یک بار دیگر جدامی شوم و آن هم از هم . شاید سخت باشد اما اگر منتظر دیدار نوشته ای دیگر از این دست هستید دعا کنید که ما دوباره با هم یعنی کنار هم برایتان قصه بگوییم. یا حق .

الف. نژادی

+نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت11:0 قبل از ظهرتوسط یا حا |