تبليغاتX
نور مکتوب
دستم گیر..
شاید بسی کودکم، شاید بیش از آنکه باید به ندای دل گوش می‌دهم، و شاید‌های بسیار دیگر.اشتباهات تکراری مانع از نوشتنم می‌شود پس باید ترکشان کنم تا کلمات در من جان گیرند تا بتوانند متولد شوند و پای خویش را در جهان سفید کاغذ بگذارند تا از دنیای ذهن رها شوند و واقعیت را لمس کنند.
دیروز او از شدت محبت خداوند به خودش گفت از اینکه بعد از هر گناه و اشتباه  خداوند او را شرمنده می‌کند و این شرمندگی برایش سخت است. گفت که به خداوند گله می‌کند و خداوند در جوابش با رحمت و محبتی وافر پاسخش را می‌دهد و این باری سنگین از شرم و پشیمانی را با خود به همراه می‌آورد. من اما دیگر گله‌ای ندارم چون حتی خود را لایق گله کردن نمی‌دانم. وقتی در بندگی راه سرکشی و تکرار گناه و خطا را بر‌می‌گزینم دیگر با کدام روی گله کنم با چه رویی عذر بخواهم دیگر چه بگویم. اما شدت لطف خداوند و اشتیاقش به بازگشت بندگان و مهرش به آنها باز مرا برمی‌گرداند به سوی او که بزرگ است. مگر خطاکار جایی جز آستان او دارد که برود مگر جایی هست که او نباشد مگر فرار و پنهان شدن از او ممکن است و چه خوب که چنین امکانی نیست.
خدایا باز برگشته‌ام باز چون همیشه بار سنگین گناه شانه‌هایم را خرد کرده است خدایا باز تو را می‌خوانم باز از تو نجات می‌خواهم باز از تو می‌خواهم که ابر رحمتت را بر من بگسترانی خدایا باز از تو می‌خواهم خدایا به تو پناه می‌برم از تمامی سختی‌ها و ناملایمات و ناکامی‌ها خدایا به تو پناه می‌برم از خودم ای معبود لایق عبودیت ای سزاوار ستایش و پرستش دستم گیر...


+نوشته شده در چهارشنبه 17 تیر1388ساعت3:30 بعد از ظهرتوسط یا حا |
انتخاب

انتخاب کردن گاه بسیار مشکل می شود.

دعا چاره ساز است.

در این روزهای سپید رفیقتان را دعا کنید

+نوشته شده در دوشنبه 15 تیر1388ساعت1:28 بعد از ظهرتوسط یا حا |