تبليغاتX
نور مکتوب
سعی بر مدار اندوه

خودت گفتي يه شب خواب ديدي تو و مونس رفت‌ايد توي دشت و اون‌جا صداي خدا رو شنيده‌ايد كه گفته بود داريد دنبال چي مي‌گرديد؟ و تو گفته بودي دنبال تو، داريم دنبال تو مي‌گرديم. بعد اون صدا گفته بود براي پيدا كردن من كه نمي‌خواد اين همه راه بيايد توي دشت و بيابان. گفته بود...

تو نمي‌تواني معناي خداوند را در كنار بقيه معناهاي زندگي‌ات بچيني. وقتي خداوند در معصوميت كودكان مثل برف زمستاني مي‌درخشد تو كجايي يونس؟ شايد خداوند در هيچ جاي ديگر هستي مثل معصوميت كودكي، خودش را اين‌گونه آشكار نكرده باشد. من گاهي از شدت وضوح خداوند در كودكان،پر‌از هراس مي‌شوم و دل‌ام شروع مي كند به تپيدن. دل‌ام آن‌قدر بلند بلند مي‌تپد كه بهت زده مي‌دوم تا از لاي انگشتان كودكان خداوند را برگيرم. كجايي يونس؟ صداي مرا مي‌شنوي؟

1.« روي ماه خداوند را ببوس» مصطفي مستور 

2. بايد به اين سوال پاسخ دهيم كه آيا خداوندي هست؟ اين مهم ترين سوال زندگي ماست و پاسخ آن مهم ترين جواب.

+نوشته شده در جمعه 19 بهمن1386ساعت11:27 بعد از ظهرتوسط یا حا |
برای او

 شازده کوچولو

( یه اتفاق باعث شد تا اینارو بذارم اینجا پس تقدیم به او که خودش می‌داند و امیدوارم که بخواندش)

روباه گفت: سلام

شازده‌کوچولو برگشت اما کسی را ندید. با وجود این با ادب تمام گفت: سلام

صدا گفت: من اینجام، زیر درخت سیب...

شازده‌کوچولو گفت: کی هستی تو؟

روباه گفت: من یک روباهم

شازده‌کوچولو گفت: بیا با من بازی کن. نمی‌دانی چه قدر دلم گرفته...

روباه گفت: نمی‌توانم بات بازی کنم. هنوز اهلیم نکرده‌اند آخر.

شازده‌کوچولو آهی کشید و گفت: معذرت می‌خواهم.

اما فکری کرد و پرسید: اهلی کردن یعنی چی؟

روباه گفت: تو اهل اینجا نیستی. پی چی می‌گردی؟

شازده‌کوچولو گفت: پی آدم‌ها می‌گردم. نگفتی اهلی کردن یعنی چی؟

روباه گفت: آدم‌ها تفنگ دارند و شکار می‌کنند. اینش اسباب دلخوری است! اما مرغ و ما کیان هم پرورش می‌دهند و خیرشان فقط همین است. تو پی مرغ می‌گردی؟

شازده کوچولو گفت: نه پی دوست می‌گردم. اهلی کردن یعنی چی؟

روباه گفت: چیزی است که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه کردن است.

- ایجاد علاقه کردن؟

روباه گفت:اوهوم. تو الان واسه‌ی من یک پسر بچه‌ای مثل صد هزار پسر بچه‌ی دیگر. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم برای تو یه روباهم مثل صدهزار روباه دیگر. اما اگر منو اهلی کردی هردوتامان به هم احتیاج پیدا می‌کنیم. تو برای من میان همه‌ی عالم موجود یگانه‌ای می‌شوی من برای تو.

شازده کوچولو گفت: کم کم داره دسگیرم می‌شود. یک گلی هست که گمانم مرا اهلی کرده باشد.

روباه گفت: بعید نیست. روی کره‌ی زمین هزار جور چیز پیدا می‌شود.

...

(1. فکر کنم کافی باشد اگر آن اتفاق ادامه پیدا کرد دنباله‌اش را برایش می‌نویسم. 2. جالب است داستانی دارم کوتاه به اسم 5 بعداز‌ظهر و حالا فردا 5 بعد‌از‌ظهر قرار دارم)

+نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت10:4 بعد از ظهرتوسط یا حا |
خدایا بعضی وقتا آخرین مسافت سبز چقدر طولانیه

 مسیر سبز

بدجوری خستم رئیس داغونم...

آدما نمی‌تونن چیزی رو که تو قلبشونه پنهان کنن...

بچه‌ها رو به خاطر عشقشون به هم کشت عشقی که به هم داشتن...

 

هروز همین طوریه رئیس همه جای دنیا همین طوریه خونریزی و کشتار...

خستم رئیس، خسته از تنها سفر کردن، تنها مثه یه چلچله زیر بارون خسته از اینکه هیچوقت رفیقی نداشتم که پهلوم باشه و ازم بپرسه از کجا اومدم کجا می رم یا چرا؟ این‌قدر خستم از اینکه آدما هم دیگه رو اذیت می‌کنن خسته از تموم دردهایی که تو دنیا حس می‌کنم، می‌شنوم هروز دردا بیشتر می‌شن درد تو سرم مثه خرده‌های شیشس تمام مدت..

می‌تونی بفهمی؟

1. The Green Mile_ A  Film by: Frank Darabont (مسیر سبز)

2. I like Jon … I feel it. Can you understand? 

+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت5:12 بعد از ظهرتوسط یا حا |